قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4755

تاريخ الفي ( فارسى )

سلطان احمد داده گفت كه « در اين مدت از وى ملالى به خاطر من راه نيافته . » و اصفهان را به ابو يزيد داده و فرمود برادران و خويشان آنچه در تصرف دارند به ايشان گذارند و به اتفاق يكديگر امر فرموده ، منشى را به حضور طلبيده مكتوبى به صاحبقران انشاء كرد و منشى نوشت . و آن مكتوب اين است كه : « هو الحى الّذى لا إله الّا هو له الحكم و اليه ترجعون . عاليحضرت گردون بسطت ، ممالك پناه معدلت شعار ، مكرمت دثار ، نويين بزرگ كامگار ، اعتضاد سلاطين گردون اقتدار ، شهسوار مضمار عدل و احسان ، اعدل اكاسره و جبابرهء زمين و زمان ، المنظور بعنايت الملك الدّيان ، ( قطب الحقّ و الدّنيا و الدين ) « 1 » امير تيمور گوركان [ خلّد اللّه تعالى ملله ] « 2 » ملاذ قياصرهء چرخ مقدار و ملجأ اكاسرهء گيتى دار باد و در تعظيم اوامر آسمانى و تحرّى مراضى سبحانى ابدا موفق و مؤيد و حق عزّ و جلّ و علا آن يگانهء جهان را در مقاصد دينى و دنياوى به اعلى مدارج كمال و مرادات و اقصى مراتب مرامات رساناد ، بمنّة القديم وجوده . بعد از تبليغ ادعيهء صالحه كه وسيلهء مخلصان حقيقى باشد ، انهاء مىگرداند كه بر رأى ارباب الباب روشن و مبرهن است كه دار دنيا محل حوادث و مكان مكاره است و ارباب عقول به زخارف مموّه او التفات ننموده و نعيم باقى را بر جهان فانى ترجيح نهاده و حقيقت دانسته [ اند ] كه فناى هر مخلوقى از قبيل واجبات و بقاى هر موجودى از مقولهء ممتنعات . چند روزى كه از بارگاه مهيمن بىچون منشور « تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ « 3 » و تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ « 4 » » ارزانى شده ( و اعنّهء اختيار ) « 5 » جوقى از بندگان خداى تعالى به قبضهء اقتدار اين ضعيف نهاده بود ، بر حسب قدرت و امكان در اعلاء اعلام دين و امضاى احكام شرع مبين و اتباع اوامر شريعت سيّد المرسلين ، صلّى اللّه عليه و آله و السلّم ، كوشيده ، استقامت احوال رعايا و زيردستان را خالصا لوجه اللّه [ 477 ب ] مطمح « 6 » نظر همّت ساخته به عون الهى آنچه مقدور بود ، معاش با كافهء خلايق بر وجهى كرده شد كه شمّه [ اى ] به مسامع عليه رسيده باشد . و چون نسبت با عالى جناب معدلت پناهى ، عقد مصادقت ( و عقد مخالصت به روابط خلود ) « 7 » منعقد شده بود ، فتوح روزگار دانسته در ابقاى آن ثابت قدم زيست و پيوسته مكنون خاطر و مكتوم ضمير آن بود كه ؛

--> جمعى در مقام اطاعت سلطان عماد الدين احمد ، برادر او بودند . شاه شجاع به خاطر عقيم ساختن توطئه پشت پرده پيشدستى مىكند و زين العابدين را تعيين مىكند . ( 1 ) . ق : ( امير قطب الدّنيا و الدين ) . ( 2 ) . اضافه از روضة الصفا ( ج 4 ، ص 564 ) . ( 3 ) . قرآن ، آل عمران : 26 . ( 4 ) . قرآن ، آل عمران : 26 . ( 5 ) . ق : ندارد . ( 6 ) . ق : در مطمح . ( 7 ) . از اضافات « م » است .